نوح22
عیسی بن مریم22
خضر24
اصحاب کهف25
از منظر عقل26
تجربه‌ی تاریخی26
از نگاه علوم تجربی27
تکمله29
در قلمرو قدرت الهی30
گفتار سوم: غیبت31
معنای غیبت و چگونگی آن31
حفظ جان امام توسط خدا33
آفتاب پشت ابر34
دلائل غیبت امام زمان?36
آزمایش مردم36
خالی نماندن زمین از حجت37
نداشتن یار و یاور و عدم آمادگی و استعداد مردم38
به گردن نداشتن بیعت39
غیبت صغری39
دوره‌ی اختفا39
شروع غیبت صغری40
سازمان وکالت41
1-ابوعمر و عثمان بن سعید عمری41
وفات عثمان بن سعید44
2-ابوجعفر محمد بن عثمان بن سعید عمری45
3-ابوالقاسم حسین بن روح45
4- ابوالحسن علی بن محمد سمری47
آغاز غیبت کبری47
فصل سوم: علائم و نشانه‌های قبل از ظهور50
گفتار اول: علائم حتمی51
علائم ظهور51
الف) نشانه‌های حتمی51
1-خروج سفیانی52
الف) اسم و نسب و خلقیات شخصی52
ب) دین وفرهنگ سفیانی53
کینه سفیانی نسبت به اهل بیت و شیعیان54
ج – آغاز جنبش سفیانی55
2- قتل نفس زکیه58
3 – خروج یمانی59
4- فریاد و صیحه‌ی آسمانی60
زمان شنیده شدن ندا60
کیفیت این ندا61
ندای دوم62
خوشحالی مؤمنان از ندای آسمانی62
5- خسف در سرزمین بیداء63
گفتار دوم: ناآرامی، جنگ، ویرانی64
سید خراسانی64
اصهب و ابقع66
عوف سلمی67
مغربی و مصری67
فتنه همگانی و فتنه سرزمین شام69
زمین لرزه‌ای در دمشق و اطراف آن72
جنگ جهانی در دوران ظهور73
گفتار سوم: علائم غیر حتمی78
دنیاپرستی78
رباخواری78
خالی شدن زمین از صالحان79
ریاکاری و آراستن ظاهر79
وقوع فتنه‌های تاریک79
امر به منکر و نهی از معروف80
مشارکت در حرام، دوری از احکام مذهبی80
اسلام وارونه می‌گردد81
شیوع دروغ81
ترویج فحشاء “زنا”81
تسلط اشرار بر نیکان82
آشفتگی کانون مقدس خانواده82
علنی شدن گناه83
تکبر و خودپرستی83
تکریم بخاطر ثروت83
ترویج غنا و موسیقی83
شراب خواری83
تکریم به خاطر ثروت و گدا84
از بین رفتن حدود84
همسایه آزاری84
لذت گرایی افراطی وغیرمشروع85
سیمای مردان و زنان در آخرالزمان85
اطاعت مردان از زنان85
هم‌جنس بازی86
شبیه شدن مردان به زنان و بالعکس86
معیشت و افتخار87
بذل مال در راه فساد و عدم بذل مال در راه خیر87
پوشیدن لباس‌های عریان88
رواج بیش از حد زنا در بین زنان88
محجوریت دین و قرآن89
دوری از عرش الهی90
مشخص نبودن زمان ظهور91
فصل چهارم: علائم و نشانه‌های بعد ازظهور94
گفتار اول: احیای سنت محمدی96
حکومت مستضعفان97
امام علی?97
یک دین و یک آئین98
حکم ثروت ها99
حکم قطایع100
کمک برادران دینی به یک دیگر100
انتقام از بازماندگان قاتلان امام حسین?100
کشتن دروغگویان101

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

اعدام زناکار و منع کننده از زکات101
قضاوت102
حکومت بر دل ها103
گفتار دوم: مکان حکومت و کارگزاران حضرت مهدی?105
پایتخت حکومت105
کارگزاران دولت مهدی106
مدت حکومت108
گفتار سوم: پیشرفت و توسعه111
رشد دانش و فرهنگ اسلامی111
شکوفایی دانش و صنعت111
گسترش فرهنگ اسلامی114
آموزش قرآن و معارف اسلامی114
رشد معنویت و اخلاق115
امنیت عمومی118
شکوفایی اقتصاد و رفاه اجتماعی119
تقسیم اموال و بخشش دارایی ها119
ریشه کن شدن فقر از جامعه121
عمران و آبادانی122
فراوانی باران123
فراوانی محصولات کشاورزی125
گسترش دام پروری127
خاتمه: شهادت یا رحلت امام127
چگونگی شهادت امام128
فصل پنجم: نتیجه گیری130
غیبت132
1- خروج سفیانی133
2-قتل نفس زکیه134
3-خروج یمانی134
4- فریاد و صیحه آسمانی134
5- خسف در سرزمین بیداء134
فهرست منابع و مآخذ137

مقدمه
حضرت مهدی صاحب‌الزمان?، امام دوازدهم شیعیان در سال 260 هـ در سن 5 سالگی از دیده‌ها نهان گشتند و به غیب صغری رفتند از همان روز آغاز ولادت حضرت، به دلیل اختفای تولد ایشان بحث‌ها بر سر به دنیا آمدن یا نیامدن حضرت آغاز گردید بعد از شهادت امام حسن عسگری امامت حضرت آغاز گردید که شیعیان به چند دسته تقسیم گردیدند از آن روز تاکنون شبهات زیادی در خصوص تولد، امامت و غیبت ایشان در بین شیعه وجود دارد و گروه‌های زیادی از شیعه قائل به غیبت حضرت گشتند بحث در خصوص غیبت ولی‌عصر? مسأله تازه‌ای نیست تا آنجا که بزرگترین علما و فقها نسبت به این موضوع به کنکاش و مداقه پرداختند زین رو مسأله ظهور ولی الله الاعظم وآغاز خلافت آن حضرت بر جهان از اموری است که بیش از 14 قرن بشر منتظر آن است و به دلیل اهمیت فوق‌العاده موضوع هر روز کسانی خود را مهدی معرفی می‌نمایند و یا کسانی دیگری به این اسم برای ظهور حضرت وقت تعیین می‌کنند و دشمنان مهدویت به ستیز با این فرهنگ اصیل پرداخته‌اند به همین سبب است که شناخت حضرت و معرفت نسبت به نشانه‌های ظهور حضرت اهمیت بسیار زیادی دارد تا اسیر جور زمانه نشد و بتوانیم نسبت به شناخت امام زمان?، خود بپردازیم که به مرگ جاهلیت از دنیا نمیریم.
در این نوشتار سعی شده است به موضوع تولد امام عصر? و غیبت ایشان وعوامل غیبت بپردازیم سپس غیب صغری را مورد کنکاش قرار دهیم پس از آن به موضوع اصل پایان‌نامه که شناخت نشانه‌های ظهور در منابع شیعه هست می‌رسیم که شامل نشانه‌های قبل ازظهور که اختصاص به آن دسته ازعلائمی دارد که مقارن باظهور حضرت ولی عصر یا کمی قبل از آن اتفاق می‌افتندونشانه‌های بعداز ظهور که اختصاص به اقدامات حضرت وعلائمی دارد که بعدازظهورایشان به وقوع می‌پیوندند.علایم قبل ازظهور به علائم حتمی و غیرحتمی تقسیم میشوندکه درفصل سوم به آن پرداخته شده است و در فصل چهارم به شرایط جهان و اقدامات حضرت پس از ظهور می‌پردازیم.
هدف از نگارش این نوشتار این است که در مرحله اول به شناخت حجت الهی وامام عصر? خود بپردازیم که من مات ولم یعرف امام زمانه مان میته الجاهلیه و از حضرت حق جل و علا استمداد می‌طلبیم که در شناخت حجت الهی به ما کمک کند و در راه رسیدن به این هدف بزرگ و آرمان سترگ نیاز است نسبت به شناخت عوامل ظهور و جهان قبل وبعد از ظهور کوشش کرد که گرفتار وسواسان خناس نشویم.
به امیدآنکه ذره‌ای هرچند اندک درراه ترویج فرهنگ مهدویت گام برداشته باشیم.
فصل اول
کلیـات تحقیـق
بیان مساله
نشانه‌های ظهور در منابع شیعه از اموری است که در کتب بسیاری از منابع شیعه به آن پرداخته شده است و علمای بزرگی چون صدوق، کلینی، صافی گلپایگانی، نعمانی، شیخ طوسی و… به کنکاش درباره‌ی آن پرداخته‌اند این نشانه‌ها به رخدادها و عوامل و حادثه‌هایی گفته می‌شود که در آستانه ظهور حضرت مهدی? اتفاق می‌افتد که بعضی از آنها مقارن با ظهور حضرت می‌باشند به این معنا که با تحقق آنها حضرت مهدی? قطعاً ظهور می‌کنند در روایات شیعه آمده است که با انجام این حادثه چند ساعت بعد حضرت ظهور می‌کند یا حضرت یک روز بعد ظهور می‌کنند که ازآن به عنوان نشانه‌های حتمی یاد می‌کنند و تقریباً مقارن با ظهور حضرت اتفاقاتی می‌افتند. و نشانه‌هایی هم هستند که طی چند سال و یا چند قرن اتفاق می‌افتند و زمینه را برای ظهور حضرت فراهم می‌کنند این احادیث بعضاً به صورت صحیح نقل شده‌اند بعضاً نیز متواتر می‌باشند ولی بعضی از این احادیث مرسله یا ضعیف هستند که با توجه به موضوع این پایان‌نامه که به بررسی این احادیث در منابع شیعه اختصاص داده شده است سعی شده است از منابع درجه یک شیعه استفاده کرد که در اسناد خود دارای ضعف کمتری می‌باشند.
حضرت مهدی? بعد از پایان غیبت صغری و آغاز غیبت کبری خود بیشترین انتظار را برای ظهورمی‌کشد و در احادیث زیادی داریم که سفارش به دعا برای تعجیل فرج می‌کنند. ذکر این نکته نیز ضروری می‌باشد که امکان بداء در عوامل حتمی نیز می‌باشد و اینگونه نیست که با وقوع یکی از این حوادث صرفاً امام ظهور می‌کنند این عوامل بیشتر جنبه‌ی تلنگرو آماده باش را به عهده دارند و وظیفه‌ی شیعه عمل به دستورات الهی و تربیت سربازان امام می‌باشددرروایات مااز نشانه‌هایی هم برای بعد ازظهور نامبرده شده است که درفصل چهارم به آن میپردازیم.
اهمیت و ضرورت انجام تحقیق
اللهم عرفنی نفسک فانک ان لم تعرفنی نفسک لم اعرف رسولک
اللهم عرفنی رسولک فانک ان لم تعرفنی رسولک لم اعرف حجتک
اللهم عرفنی حجتک فانک ان لم تعرفنی حجتک ضللت عن دینی
در دعای بالا که در مفاتیح الجنان شیخ عباسی قمی نقل شده است معرفی حجت خدا به عنوان مرحله آخر و مرحله اساسی اشاره شده است که در صورت عدم معرفی و شناخت حجت خدا انسان از دین خدا دچار گمراهی وضلالت می‌شود همان طوری که در منابع شیعه به صورت قطع وجود دارد زمین هیچگاه از حجت الهی خالی نمی‌ماند و انسان ضرورتاً باید این حجت را بشناسد به عنوان اولین واساسی‌ترین نکته باید به شناخت این حجت پرداخت نکته دوم که در شناخت امام عصر? و تحقیق درباره عوامل ظهور ایشان ضرورت دارد وجود اختلاف درباره وجود ایشان، زنده بودن ایشان و امامتشان می‌باشد.
نکته سوم نیز این است به علت همین اختلافات هر روز فرد جدیدی خود را به عنوان امام زمام? معرفی می‌کند، که تا انسان شرایط ظهور را نداند نمی‌تواند درست را از غلط تشخیص دهد به همین دلایل شناخت عوامل ظهور حضرت و سعی کردن در پاسخ به شبهات مهدویت وحرکت در مسیر حجت الهی یک ضرورت اجتناب‌ناپذیر است تا جایی که تمامی ائمه در این باره تذکر داده‌اند و حدیثی در این موضوع بیان فرموده‌اند.
مرور ادبیات و سوابق مطروحه
اعتقاد به وجود مصلح جهانی و اینکه جهان یک روزی به دست صالحان خواهد رسید را نباید در عصر امام عسکری و دوران غیبت جستجو کرد و بلکه از زمان پیامبر گرامی اسلام?و عصر ائمه هدی همیشه مسأله مهدویت و انتظار و اعتقاد به منجی وجود داشته است حتی می‌توان این موضوع را در عصر قبل از ائمه در آیات قرآن پیدا کرد و در آنجائیکه خداوند متعال در قرآن مجید می‌فرماید:
“وَلَقَدْ کتَبْنَا فِی الزَّبُورِ مِن بَعْدِ الذِّکرِ أَنَّ الْأَرْضَ یرِثُهَا عِبَادِی الصَّالِحُونَ
درز بور بعد از ذکر نوشتیم: “بندگان شایسته‌ام وارث (حکومت) زمین خواهند شد. “انبیاء/ 105”
همان طوری که مشاهده می‌کنید خداوند در قرآن کریم می‌گوید در زبور نوشتیم یعنی اعتقاد به مصلح جهانی تنها مخصوص مسلمانان نیست بلکه در داوود پیامبر هم این اعتقاد وجود داشته است اعتقاد به منجی در میان مسیحیان هم وجود دارد تا جایی که آنها اعتقاد دارند حضرت مسیح از دنیا نرفته است و روزی ظهور خواهد کرد در میان ائمه هم این اعتقاد به صورت خیلی روشن وجود داشت تا جایی که همه‌ی ائمه درباره حضرت حجت به بیان حدیث پرداخته‌اند. در همین رابطه به ذکر اعتقاد چند گروه به امام زمان در سنه‌های مختلف به صورت مختصر می‌پردازیم.
کیسانیه
کیسانیه پیروان محمد بن على بن ابى طالب معروف به محمد بن حنفیه و معتقد به امامت او مى باشند و آنان نیز در بین خود اختلاف کرده و تقریبا به یازده گروه تقسیم مى شوند و مشهورترین آنان آن دسته هستند که محمد رامهدى منتظر دانسته و عقیده دارند که وى در کوه رضوى نزدیک مکه پنهان شده و در زمان مناسب ظهور خواهد کرد و عدل را در زمین برقرار خواهد نمود. در علت نامگذارى این دسته به کیسانیه اختلاف است. بعضى گفته اند چون نام مختار بن ابى عبیده ثقفى کیسان بوده و او در حقیقت وزیر محمد و بزرگترین مبلغ وى بوده است، به همین جهت به کیسانیه معروف شده اند. بعضى دیگر گفته اند که علت نامگذارى آنان به کیسانیه این است که چون نام ابا عمره رئیس شهربانى مختار کیسان بوده و وى بزرگترین فرد دستگاه مختاربوده، بدین جهت به کیسانیه معروف شده اند.کیسانیه مى گویند: دیندارى عبارت از فرمانبردارى از یک فرد است و آنان نماز، روزه، زکوه، حج، جهاد و غیر آن از دستورات اسلام را به فرد تفسیر مى کنند و به همین جهت هنگامی که تسلیم فردى شده و اطلاعت او را پذیرفتند همه احکام اسلامى را ترک مى کنند و در حیقیقت این دسته با اکثر گروههاى صوفیه هم عقیده اند.
ناووسیه
ناووسیه‌کسانى هستند که مردن جعفر بن محمدالصادق? را باور ندارند. هنگامی که امام جعفر بن محمد وفات کرد، شیعیان به شش دسته متفرق شدند، یک فرقه از آنان مى گفتند که جعفر بن محمد زنده است و نمى میرد تا اینکه ظاهر شده و حکومت مردم را بدست بگیرد و مهدى قائم به جز او شخص دیگرى نست و در این رابطه روایتى از شخص امام جعفر? نقل مى کردند که وى فرمود اگر دیدید سرم بریده و از کوهى مى غلطد مردنم را باور نکنید و اگر کسى آمد و به شما خبر داد که مرا غسل داده و دفن نموده هرگز تصدیقش نکنید چون من همان مهدى اى هستم که قیام مسلحانه خواهد کرد.در علت اینکه این دسته چرا به این نام مشهور شده اند اختلاف است بعضى گفته اند که ناووس نام آن قریه اى است‌که پایه گذاران این دسته اهل آنجا بوده اند و آن قریه نزدیک انبار در اطراف بغداد است. پاره اى از مردم آنان را ممطوره مى خوانند به خاطر اینکه آنان هنگامی که این ادعا را اظهار کردند پاره اى از افراد به آنهاگفتند که به خدا سوگند شما مانند سگان ممطوره هستید یعنى مانند سگان مریض و ولگرد که جائى ندارند و چیزى براى خوردن بدست نمى آورند.
فرقه ى مغیریه
مغیریه، اصحاب مغیره بن سعید که بعد از وفات حضرت امام محمّد باقر ـ? ـ مذهبى اختراع نمود و محمّد بن عبداللّه بن حسن بن حسن بن على بن ابى طالب ـ? ـ را مهدى مى دانند و مى گویند که او زنده است و نمرده و در کوهى که او را علمیه مى گویند زندگى مى کند. و آن کوهى است در راه مکّه در حدّ حاجز سمت چپ. کسى که به مکه مى رود و آن کوه بزرگى است و در آنجاست تا خروج کند و محمّد در مدینه خروج کرد و همان جا کشته شد.
سبائیه
سبائیه گروهى هستند که از عبدالله بن وهب راسبى همدانى مشهور به سبا پیروى مى کنند عبدالله بن سبا در اول، فردى از یهودیان صنعاء یمن بود سپس اسلام آورده و رهبرىحضرت على? را پذیرفت. وى در هنگامی که یهودى بود، مى گفت که یوشع بن نون وصى موسى نمرده و نخواهد مرد، تا ظهور کرده و سلطان زمین گردد و آن را پر از عدالت کند همانگونه که پر از ظلم و ستم شده باشد و پس از اینکه اسلام آورد نیز عین همین عقیده را درباره على?اظهار مى داشت و از همین جا است که مخالفین شیعه مى گویند: اساس تشیع از یهودیت گرفته شده است. سبائیه بر حسب نقل تاریخ عقائد مخصوص دارند که یکى از آنها عقیده به زنده بودن على? و ظهور او در آخرالزمان است بلکه بعضى نقل میکنند که آنان در آخرین سالهاى زندگى عقیده به خدائى على?پیدا کرده و مى گفتند که وى بر خلق غضب کرده و از نظر آنان پنهان شده است
اسماعیلیه
اسماعیلیه عقیده دارند که امام بعد از جعفر بن محمد? پسرش اسماعیل بوده و او در زمان پدرش وفات نکرد و آنچه که در زمان پدرش شایع شد که او مرده است تظاهرى بیش نبود و امام به این عمل مى خواست او را از دست دشمنان پنهان نگه دارد و او همان مهدى منتظر است که در پنهان بسر مى برد تا اینکه در زمان مناسب ظاهر شود و اداره امور مردم را بدست گیرد و این دسته در بین مذاهب اسلامى به اسماعیلیه خالصه مشهورند. درباره رهبر اصلى آنان اختلاف است، بعضى رهبر اصلى آنان را عبدالله بن میمون قداح مى دانند ولى اکثرا رهبر بزرگ و اصلى آنان رامحمد بن ابى زینب اسرى اجدع مشهور به ابى الخطاب مى دانند و به همین جهت به همین جهت به آنان خطابیه نیز مى گویند و این شخص در یکى از جنگهاى تن به تن که بین او و طرفدارانش از یکطرف و بین سربازان منصور خلیفه عباسى انجام گرفت، کشته شد
پیروان مشعشع
در سال 665 ق. قیام بزرگ مردم فارس، تحت رهبرى شیخ شرف‏الدین – که خود را مهدى خوانده بود – به وقوع پیوست که بشدّت سرکوب شد. در سال 845 ق. نیز قیام مشابهى در خوزستان ایجاد شد که در رأس آن سید محمد مشعشع که از شیعیان افراطى (غالى) بود، قرار داشت. وى خود را مقدمه‌ظهور امام غایب مى‏خواند و پیشگویى مى‏کرد که وى بزودى ظهور خواهد کرد و عدل و داد بر روى زمین برقرار خواهد شد. به گفته یکى از مورخان، حدود 10000 نفر در زیر لواى او گرد آمدند و در محلى بین حویزه و شوشتر، علم عصیان برافراشتند و امیران و فئودالهاى محلى را از میان بردند. قیام آنان موجب نگرانى امراى فارس گردید. از اینرو لشکر فارس به قصد سرکوب وى آمد اما چون پیروان مشعشع، فدایى او بودند و مرگ را بر زندگى ترجیح مى‏دادند، مردانه پایدارى کردند و لشکر فارس شکست خورد.
صاحب‏الظهور
در فاصله قرن هاى سوم و چهارم هجرى، رهبران قیامهاى قرمطى یعنى حمدان قرمط و عبدان گویا، از طرف رئیس پنهانى فرقه که‌صاحب‏الظهورنامیده مى‏شده و محل اقامتش مجهول بوده، عمل مى‏کردند. پس از تأسیس دولت قرمطیان در بحرین (286 ق.) که مرکز آن شهر لحسا بوده، ابوسعید حسن الخبابى که گویا از طرف صاحب‏الظهور یا رئیس مخفى فرقه به آنجا گسیل شده بود، در رأس آن قرار گرفت. وى عملاً در حکومت خویش کمال استقلال را داشت.
سنوسى
محمدمهدى سنوسى که در نیمه دوم قرن نوزدهم میلادى / سیزدهم هجرى در مغرب ادعاى مهدویت کرد. اصل او از جبل سوس بود. پدرش شیخ محمد در ناحیه جغبوب (جربوب)، نزدیک واخه‏سیوا اقامت داشت و علاوه بر آنجا – که مقر اصلى او بود – نزدیک به 300 زاویه در بلاد مغرب دایر کرده بود که به نشر تعالیم او مى‏پرداختند. وى پیش از وفات خود اشاره کرده بود که مهدى منتظر بزودى ظهور خواهد کرد. و شاید پسرش باشد و ظهور او در آخر قرن سیزدهم خواهد بود. مهدى، مردى خردمند، مقتدر و سخت‏کوش بود و از کرامات مشهور او خیمه‏اى جادویى بود که در جنگها همراه مى‏برد و پیروانش معتقد بودند که آن خیمه، هیچگاه از ذخایر و آذوقه تهى نمى‏شود.
مهدى سودانى
محمد احمد سودانى، معروف به مهدى سودانى (1848 – 1885 م. / 1264 – 1292 ق.) از مهمترین و معروفترین مدعیان مهدویت بود. وى از قبیله دناقله بود و در سودان به دنیا آمد. پدرش عبداللَّه نام داشت و به قایق‏سازى مشغول بود. محمد احمد به تعلیم علوم دینى پرداخت و در ضمن مراتب طریقت را نیز گذراند و با نرمخویى، تیزهوشى و سخنورى خود و از همه مهمتر زهد و تقواى خویش که زبانزد همگان بود، مردم را به خود جذب کرد. او به امر به معروف و نهى از منکر پرداخت و مردم را به رعایت موازین شرعى دعوت نمود و در سال 1881م./ 1297 ق. که زمینه دعوت خود را مهیا دید ادعاى مهدویت کرد و خود را همان مهدى منتظر، ?، نامید. آنچه موجب دعوى محمد احمد گردید به طور عمده به این شرح است:
الف) انتظار اکثر مسلمانان و از آن جمله مردم سودان براى ظهور
ب) اعتقاد شیوخ قبایل و فقهاى سودان بر اینکه مهدى، ?، از میان آنان ظهور خواهد کرد و این عقیده خود را به روایاتى از ائمه حدیث (اهل سنت) مستند مى‏کردند؛ مهدى سودانى چند بار با نیروهاى مصرى – انگلیسى جنگید و آنان را شکست داد و شهر خارطوم را به تصرف خود درآورد و دولت مستقلى تشکیل داد.
بابیه
بنیانگذار فرقه بابیه سیدعلى محمد شیرازى است. از آنجا که او در ابتداى دعوتش مدعى بابیت امام دوازدهم شیعه بود و خود را طریق ارتباط با امام زمان مى‏دانست، ملقب به (باب) گردید و پیروانش (بابیه) نامیده شدند. پس از مدتى که گروه‏هایى به او گرویدند، ادعاى خود را تغییر داد و از مهدویت سخن گفت و خود را مهدى موعود معرفى کرد و پس از آن ادعاى نبوت و رسالت خویش را مطرح کرد و مدعى شد که دین اسلام فسخ شده است و خداوند دین جدیدى همراه بإ؛ کتاب آسمانى تازه به نام بیان بر او نازل کرده است. على محمد در کتاب بیان خود را برتر از همه پیامبران دانسته و خود را مظهر نفس پروردگار پنداشته است.
اهداف مشخص تحقیق
برای این تحقیق می‌شود چهار هدف ترسیم کرد:
1- شناخت ولی و حجت خدا
2- شناخت عوامل ظهور در جهت مبارزه با مدعیان دروغین
3- مبارزه با بدعت‌گزاران و تاریخ‌گزاران زمان ظهور
4- آمادگی جهت یاری حضرت ولی‌الله الاعظم?
سؤالات اصلی
سؤال اول: نشانه‌های ظهور در منابع شیعه چه می‌باشد؟
سؤال دوم: سیمای جهان در دوران منتهی به ظهور چگونه می‌باشد؟
سؤالات فرعی
سؤال فرعی1: چند نوع نشانه برای ظهور در روایات ذکر شده است؟
سؤال فرعی2: آیا نشانه‌های حتمی ظهور محقق گردیده‌اند؟
سؤال فرعی1: آیا در حال حاضر جهان آماده ظهور حضرت می‌باشد؟
سؤال فرعی 2: در روایات بیشترین تأکید بر چه حوادثی می‌باشد؟ (اخلاقی، اقتصادی، ناآرامی)
فرضیه‌های تحقیق
در این تحقیق سعی شده است با توجه به پرسش‌های مطروحه به اثبات فرضیه‌های زیر بپردازیم:
1- در روایات از دو گونه علائم یاد شده است که شامل علائم حتمی و غیرحتمی می‌باشد
2- هیچ‌کدام از علائم حتمی تاکنون اتفاق نیفتاده است و طبق روایات تا این علائم اتفاق نیفتد حضرت ظهور نخواهند کرد.
3- تقریباً تمامی علائم غیرحتمی اتفاق افتاده‌اند لذا می‌توان نتیجه گرفت ظهور حضرت نزدیک می‌باشد.
4- در بحث ظهور حضرت بیشترین تأکید بر مسائل اخلاقی و ناهنجاریهای اخلاقی در آستانه ظهور میباشد.
تعریف واژه‌ها

علائم: علائم جمع علامت می‌باشد و در زبان عربی به معنای نشانه می‌باشد.
ظهور: به معنای ظاهر شدن می‌باشد و در اصطلاح شیعه به آغاز نمایان شدن علنی حضرت بقیه الله گفته می‌شود.
مهدی?: یکی از مشهورترین القاب حضرت بقیه الله امام دوازدهم شیعه می‌باشد که معنای هدایت شده است و امام باقر دلیل نام گذاشتن این اسم مبارک بر حضرت را اینگونه فرمودند: او را مهدی گویند زیرا خداوند به او پوشیده هدایتش نموده.
شیعه: نام یکی از دو مذهب اصلی اسلام می‌باشد که پیروان حضرت علی? و ائمه 12 گانه می‌باشند که بعد از رحلت پیامبر گرامی اسلام? اعتقاد به خلافت و وصایت امیرالمؤمنین علی? دارند و از لحاظ اعتقادی قائل به اسلام ناب محمدی? هستند.
روش تحقیق
این تحقیق از نظر ابزار گردآوری اطلاعات به روش کتابخانه‌ای است و از نظر علمی تحلیلی می‌باشد.
فصل دوم
آشنایـی اجمالی با خورشیـد غائب
گفتار اول: طلیعه نور
حضرت بقیه الله الاعظم روحی و ارواح العالمین لتراب مقدمه الفدابنابه نظر اکثر مورخین در تاریخ 15 شعبان به دنیا آمدند اما در خصوص سال تولد ایشان اختلاف نظرهایی وجود دارد بدیهی است این اختلاف بخاطر مخفی نگه داشتن تولد ایشان از بیم به شهادت رساندنشان می‌باشد.
شیخ مفید سال تولد آن حضرت را 255هجری ذکر کرده اند ثقه الاسلام کلینی نیز همان سال را برای تولد حضرت نقل کرده اند در این خصوص به ذکر روایتی از حلیمه عمه‌ی امام حسن عسکری که در منابع شیعه از جمله بحار، کمال الدین و غیبت شیخ طوسی نقل شده است می‌پردازیم:
بعث الی ابو محمد الحسن بن علی فقال یا عمه اجعلی افطارک اللیله عندنا فانها لیله النصف من شعبان و ان الله تعالی سینطهر فی هذه اللیله الحجه و هو حجه الله فی ارضه قالت فقلت له ومن امه قال نرجس فقلت له جعلنی الله فداک ما بها اثر فقال هو ما اقول لک
حکیمه می‌گوید: امام حسن عسکری توسط شخصی برای من پیغام فرستاد که عمه جان! امشب برای افطار نزد ما بیا که امشب حجت خدا به دنیا می‌آید پرسیدم مادرش کیست؟ حضرت فرمود: نرجس گفتم جانم فدایت باد من نشانه‌ای در او نمی‌بینم! ! حضرت فرمود: همانطوری که گفتم می‌شود (حکیمه می‌گوید) وارد خانه شدم سلام کردم نرجس خاتون آمد که کفش‌های مرا در بیاورد در حالیکه کفش هایم را در می‌آورد می‌گفت: بانوی من! بانوی خاندانم حالت چطور است گفتم: تو بانوی من و بانوی خاندان من هستی. نرجس خاتون سخنم را قطع کرد و گفت: عمه جان! این سخن چیست که می‌گویی گفتم: دخترم خداوند امشب به تو پسری خواهد داد که آقای هر دوجهان خواهد بود. وقتی نماز عشا را خواندم، افطار کرده و خوابیدم. نیمه‌های شب برای نماز شب بیدار شدم. وقتی نماز شب تمام شد، به رختخواب خود برگشتم در طول این مدت، نرجس استراحت می‌کرد و خبری نبود.
مدتی در رختخواب نگران بودم تا خوابم برد. وقتی که بیدار شدم دیدم نرجس بیدار شده و مقداری وحشت زده شده است. سپس بلند شد و نماز شب خواند و به رختخواب خود بازگشت….
سپس نشستم و سوره‌های “الم سجده” و “یس” را خواندم در همین حال نرجس خاتون وحشت زده بیدار شد. به طرف او رفتم و گفتم تو را به خدا چیزی احساس می‌کنی نرجس خاتون گفت آری عمه جان به او(طبق فرمایش امام حسن عسکری) گفتم آرام باش که امر خدا نزدیک است سپس لحظه‌ای از خودم غافل شدم و کمی خوابیدم. بعد از چند لحظه، احساس کردم که حجت خدا به دنیا آمده است. حجت خدار را دیدم که با هفت عضو سجده، به سجده افتاده است.
اور ا بغل کردم و متوجه شدم که پاک وپاکیزه است در این هنگام، امام حسن عسکری خطاب به من فرمود: عمه جان! پسرم را نزد من بیاور.
آن نوزاد مبارک را نزد امام حسن عسکری بردم امام، نور چشمش را بغل کرد و در حالیکه با یک دست پشت نوزاد و با دست دیگر، زیر رانهایش را گرفته بود، کف پاهای نوزاد را روی سینه‌ی خود چسباند و در گوش راست او اذان و در گوش چپش اقامه خواند. آنگاه زبان مبارک خود را در دهان او گذاشت گویی می‌خواست به او شیر بدهد. سپس دست مبارکش را روی چشم ها، گوش‌ها و دیگر مفاصل بدنش کشید و کامش را برداشت.سپس فرمود: پسرم سخن بگو! حرف بزن.
ناگهان حجت خدا سخن گفت: “اشهد ان لا اله الا الله وحده لاشریک له و ان محمداً رسول الله…” سپس به امیر مؤمنان و همه‌ی امامان درود فرستاد تا به پدر بزرگوارش رسید به او هم سلام گفت و ساکت شد.سپس امام عسکری به من فرمود: عمه جان او را نزد مادرش ببر. من او را نزد مادرش بردم. سپس امام عسکری فرمود: عمه جان! هفت روز دیگر نزد ما بیا1.”
طبق این روایت حضرت بقیه الله در شب نیمه شعبان سال 255 به دنیا آمدند. در میان پاره‌ای از فرق- که اشعری از آنها یاد می‌کنند- کسانی بودند که تولد آن حضرت را حتی هشت ماه پس از رحلت امام عسکری دانسته اند. این نظر علاوه بر آنکه با بسیاری از روایات منافات دارد، هم چنین با عقیده‌ی شیعه مبنی بر اینکه زمین هرگز از حجت خدا خالی نمی‌ماندتوافق ندارد.
قول دیگر این است که حضرت در سال 258 چشم به جهان گشودند که این نظر در(کشف الغمه/ج2/ص437) قابل مشاهده می‌باشد در اثبات الوصیه سن آن بزرگوار، در آغاز غیبت صغری چهار سال و هفت ماه دانسته شده که بنا بر آن تولد امام در سال 256 می‌باشد.در نقلی دیگر تاریخ تولد امام زمان سال 257 دانسته شده است. ولی نقلی که مورد تاکید بیشتر مورخان می‌باشد همان سال 255 می‌باشد که مبتنی بر حدیثی مستند از حکیمه(دختر امام جواد?)است.
مادر حضرت مهدی?
در خصوص نام مادر حضرت روایات گوناگونی در دست است. در روایتی از شیخ طوسی، از مادر آن بزرگوار به نام ریحانه نام برده شده، ولی بلافاصله افزوده شده که به او نرجس، صیقل و سوسن نیز می‌گفتند.به نظر عده‌ای مادر آن حضرت مریم بنت زیدالعلویه بوده است. در روایت حکیمه خاتون که مشهورترین و مستندترین روایت درباره تولد حضرت بقیه الله می‌باشد، همان نام نرجس آمده است.
به نظر برخی از محققان، امکان دارد نام اصلی او همان نرجس بوده و دیگر اسامی به جز صقیل را بانوی او حکیمه به او داده باشد ایشان در روایات، مورد مدح قرار گرفتند که به ذکر حدیثی از آقا امام صادق? در این خصوص می‌پردازیم:
ابوبصیر می‌گوید به امام صادق? گفتم: ای فرزند رسول خدا! قائم شما اهل بیت چه کسی است؟
در پاسخ فرمود: “ای ابوبصیر! اوپنجمین فرزند از فرزندم موسی?است. اوفرزند سید کنیزان و بزرگترین زنان است. به غیبتی غائب می‌شود که اهل باطل در او شک می‌کنند، سپس خداوند عزوجل او را ظاهر می‌کند وشرق و غرب زمین را به دست توانای او فتح می‌کند.2
ولیمه عمومی
حضرت امام حسن عسگری? بعد از ولادت فرزندش دستور دادند که مقدار زیادی نان و گوشت بخرند و بین فقرای شهر سامرا تقسیم کردند همچنین برای او هفتاد قوچ عقیقه کرد که چهار تا از آنها را برای رفیقش ابراهیم فرستاد و نامه‌ای هم به او نوشت: بسم الله الرحمن الرحیم این گوسفند‌ها را از فرزندم محمد مهدی است. خودت آن هار ا بخور و هرکس از شیعیان مارا دیدی به او بخوران.
مخفی بودن تولد حضرت
با توجه به مسأله امامت و اخباری که درباره‌ی حضرت صاحب وجود داشت خیلی طبیعی به نظر می‌رسد که عباسیان حاکم بر سامرا و بغداد دنبال قتل وی باشند زین رو حضرت عسکری تحت کنترل شدید امنیتی بودند.
شیخ مفید در آغاز شرح حال امام زمان?می نویسد:
به دلیل مشکلات آن دوران و جستجوی شدید سلطان وقت و کوشش بی امان برای یافتن آخرین حجت خدا، ولادت آن حضرت برهمگان مخفی ماند.3
در همین رابطه احمد بن عبیدالله بن خاقان که کار خراج قم را بر عهده داشت، درباره موضوع کاوش خانه امام حسن عسکری گزارش داده که متن آن چنین است:
وقتی خبر بیماری امام حسن عسکری?شایع شد، خلیفه به دنبال پدرم فرستاد. او به دارالخلافه رفت و همراه پنج تن از کارمندان نزدیک خلیفه که از معتمدان او بودند بازگشت. پدرم به آنان دستور داد تا خانه امام را در کنترل گرفته و لحظه به لحظه از اخبار و آمار وی اطلاع داشته باشند، آنگاه برخی از طبیبان را فراخوانده و دستور داد شبانه روز بر بالین امام حضور داشته باشند.
پس از دو یا سه روز به او اطلاع دادند که امام ضعیف تر شده است و او دستور داد طبیبان بر مراقبتهای خود بیفزایند، آنگاه پیش قاضی القضات رفت و از او خواست ده نفر از معتمدان خود را که از نظر دین و ورع کاملاً به آنان اطمینان دارد به منزل امام عسکری بفرستد که شبانه روز در آنجا باشند این وضع ادامه داشت تا آنکه امام وفات یافت. پس از این حادثه خانه امام بررسی دقیق شد و همه چیز مهر و موم گردید و پس از آن تلاشهای گسترده‌ای برای یافتن فرزندی از آن حضرت آغاز شد حتی کنیزان امام نیز تحت نظر قرار گرفتند تا معلوم گردد کدام یک از آنها باردار است؛ یکی از آنها را که احتمال حمل درباره‌اش می‌رفت در حجره‌ای تحت مراقبت قرار دادند تا وقتی باردار نبودن وی مسلم شد.آنگاه میراث امام میان مادر و برادرش تقسیم شد. در همین روایت به دنبال گزارش مزبور، اشاره‌ای به فرصت طلبی جعفر به منظور جانشینی برادرش شده است؛ از جمله آنکه وی از عبیدالله بن خاقان خواست او را بعنوان جانشین امام عسکری اعلام و معرفی نماید و او تقاضای جعفر را رد کرد.4
به طور مسلم چنین حساسیت شدیدی از طرف دستگاه خلافت بدین سبب بود که بتوانند اعلام کنند که امام حسن عسکری فرزندی نداشته است.احضار افراد موثق در منزل امام نیز برای این بود تا به ادعای خود در این باره رنگ حقیقت داده و شیعیان را دچار حیرت و سردرگمی نمایند به عنوان نکته آخر در این بحث باید به این نکته اشاره کرد که مطابق طرح دقیقی که از قبل ریخته شده بود مساله ولادت آن حضرت از چشم مردم و حتی بیشتر شیعیان دور مانده تا بتوانند به نقشه‌های شوم خود جامعه عمل بپوشانند اما علی رغم تمام این تلاشها هیچ قدمی نمی‌توانستند در این راه بردارند.
آگاهی برخی از شیعیان از تولد امام
با مراجعه به کتب تاریخی متوجه این می‌شویم که علی رغم همه تلاشها برخی از شیعیان و وکلای امام عسکری و کسانی که در خانه امام عسکری مشغول به کار بودند از این موضوع باخبر شدند که از آن جمله می‌توان به محمد بن اسماعیل بن موسی بن جعفر، حکیمه خاتون دختر امام جواد?، ابوعلی بن مطهر، عمر و اهوازی و ابونصر طریف خدمتگزار خانه امام اشاره کرد.5
یکی از مهم ترین روایاتی که در این بحث وجود دارد این است؛ زمانیکه محمد بن عثمان عمری از وکلای خاص امام زمان همراه با چهل نفر دیگر در خدمت امام عسکری بودند. آن حضرت فرزند خویش را به آنان نشان دادند وفرمودند: “هذا اماکم من بعدی و خلیفتی علیکم، اطیعوه و لا تتفرقوا من بعدی فی ادیانکم لتهلکوا، اما انکم لا ترونه بعد یومکم هذا” (این امام شما پس از من و جانشین من در میان شماست. از او فرمان برید و پس از من در دین خود اختلاف نکنید که در این صورت هلاک می‌شوید و پس از این هرگز او را نخواهید دهید.) در ادامه این روایت آمده است که: چند روز پس از آن امام عسکری? رحلت کرد.6
همین روایت را شیخ طوسی نیز نقل کرده و برخی رجال شیعه را که در جمع این چهل نفر حضور داشتند نامبرده که از آن جمله علی بن بلال، احمد بن هلال، ، محمد بن معاویه بن حکیم و حسن بن ایوب بن نوح بوده اند.7

دسته بندی : پایان نامه ها

پاسخ دهید